تبليغاتX


تنها در باران

تنها در باران

ایران خودرو اصولاً کارخانه باحالیه چون:

1- از هر 1000 تا ماشینی که تولید میکنه یکیشون مثل آدم کار میکنه و 999 تاش از

همون موقعی که از کارخونه میاد بیرون پر از اشکال و نقصه

2- کشور ما حدود 80 میلیون جمعیت داره و تقریباً همه 80 میلیون از مورد شماره 1 آگاهی دارند

3- با وجود مورد شماره 2 اما باز هم همه روزه تعداد کثیری از هموطنان ما برای خرید

ماشین به این کارخانه و نمایندگی هاش مراجعه میکنند.

4- کارخانه ایران خودرو به تازگی اقدام به صادرات خودرو سمند بین قبائل گومبا گامبا ،بوگا

بوگا , ناکوپندا , مگ مگ و دوستان زبلش و سایر قبائل آفریقایی کرده و اسمشو گذاشته

صادرات خودرو و ما هم دلمون خوشه که به جرگه کشور های صادر کننده خودرو پيوستيم !!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:6 توسط پرنیا و هلیا|

تعريف دانشجو: موجودى است :

نحيف

عصبى

بى پول

و شبيه به انسان

كه از تخم مرغ، گوجه و نيكوتين تغذيه می كند

و دشمنى عجيبى با كتاب دارد

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:4 توسط پرنیا و هلیا|

اعدام جنايتكاري كه دخترا رو مي ترسوند !!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:3 توسط پرنیا و هلیا|

سلام ، تا حالا فك كردين يه گوسپند چجوري از ته دلش ميخنده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 15:0 توسط پرنیا و هلیا|

چه شخصيتي داريد ؟
اين تست فقط 3 پرسش دارد و جواب ها شما را شگفت زده خواهند کرد.
جواب ها را نخوانيد زيرا مغز مانند چتر نجات عمل ميکند ، وقتي که باز است بهتر کار ميکند.
اگر به جواب ها نگاه کنيد نتيجه درستي نخواهيد گرفت.
يک قلم و کاغذ برداريد و جواب ها را بنويسيد.
اين يک تست صادقانه است که اطلاعات زيادي از خودتان به شما مي دهد.

حالا شروع کنيد.....!!!

1- نام هاي اين حيوانات را به ترتيب علاقه خود قرار دهيد :

گاو
ببر
گوسفند
اسب
خوک

2- يک کلمه براي توصيف اسامي زير بنويسيد :

سگ
گربه
موش صحرايي
قهوه
دريا

3- به کساني فکر کنيد (کساني که شما را بشناسند وبراي شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ هاي زير ربط دهيد (افراد تکراري نباشند. براي هر رنگ،نام يک فرد).

زرد
نارنجي
قرمز
سفيد
سبز

جواب در ادامه


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 14:57 توسط پرنیا و هلیا|

یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد

متوجه نامه‌ای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای

 به خدا ! با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند...در نامه این طور

نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگی‌ام با حقوق نا چیز باز نشستگی

می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود كه

تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از

دوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم.

 هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من

هستی به من كمك كن ...

كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان

داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری

روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...

همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال

بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این كه نامه دیگری

از آن پیرزن به اداره پست رسیدكه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !

همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:

خدای عزیزم. چگونه می توانم از كاری كه برایم انجام دادی تشكر كنم . با لطف

تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا كرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.

من به آنها گفتم كه چه هدیه خوبی برایم فرستادی ...

البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان بی شرف اداره پست آن را

برداشته اند ...!!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 14:44 توسط پرنیا و هلیا|

عشق...

به کودکی گفتند: عشق چیست؟

گفت :بازی

به نوجوانی گفتند: عشق چیست؟

گفت :رفیق بازی

به جوانی گفتند: عشق چیست ؟

گفت: پول وثروت

به پیرمردی گفتند: عشق چیست؟

گفت عمر

به عاشقی گفتند: عشق چیست؟

چیزی نگفت ،آهی کشید وسخت گریست...


نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 16:8 توسط پرنیا و هلیا|

اگر تو عاشقم نباشی...!!

لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد….
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد…..
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه
ـ یک نگاه حتی ـ حرامم باد !
اگر تو عاشق من نباشی ..
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 19:7 توسط پرنیا و هلیا|

خلاقیت در عکاسی!!

خلاقیت در عکاسیخلاقیت در عکاسی

خلاقیت در عکاسیخلاقیت در عکاسی

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 18:57 توسط پرنیا و هلیا|

اگر ویندوز ساخت ما ایرانی ها بود...!!

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 18:51 توسط پرنیا و هلیا|

میگ میگ بالاخره به دام افتاد!!!!

میگ میگ بالاخره به دام افتاد!!

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 18:47 توسط پرنیا و هلیا|

ببخشید که بعضی از نظرات رو تایید نمی کنم چون خیلی خیلی

مثل خود ناظر ها مزخرف و بیهوده هست منم برای اینکه وبلاگ

از چیزهای مسخره پر نشه تایید نمی کنم...

قابل توجه مزخرف گویان بیکار          

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 18:40 توسط پرنیا و هلیا|

از تو بدم می آید...

تو سنگی!
و من یک تکه شیشه!
"سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد
"ولی شکستن من"
جدی است!

***

از "تو" بدم می آید!
ببخشید!
از واژه ی "تو"
چه می شد اگر همه شعر های "من"
با "تو "آغاز نمی نمی شد؟

***

می خواهم گریه کنم!
وقتی که زبانت می گیرد
و مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی
"من"فاصله "شما"را با "تو"
چگونه باید پر کنم؟


 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 17:3 توسط پرنیا و هلیا|

چرا نباید به یک رستوران ۵ ستاره بروید؟!!

پیشخدمت: چه میل دارید؟ آب میوه؟ سودا؟ شکلات؟ مایلو (شیر شکلات)؟ یا قهوه؟”

شما: لطفا یک چای”

پیشخدمت: “چای سیلان؟ چای گیاهی؟ چای بوش؟ چای بوش و عسل؟ چای سرد یا چای سبز؟”

شما: “سیلان لطفا”

پیشخدمت: “چه جور میل دارید؟ با شیر یا بدون شیر؟”

شما: “با شیر لطفا”

پیشخدمت: “شیر؟ پودر شیر یا شیر غلیظ شده؟”

شما: “شیر لطفا”

پیشخدمت: “شیر بز، شیر شتر یا شیر گاو؟”

شما: “لطفا شیر گاو.”

پیشخدمت: “شیر گاوهای مناطق قطبی یا شیر گاوهای آفریقایی؟”

شما: “فکر کنم چای بدون شیر بخورم.”

پیشخدمت: “با شیرین کننده میل دارید یا با شکر یا با عسل؟”

شما: با شکر.”

پیشخدمت: “شکر چغندر قند یا شکر نیشکر؟”

شما: “با شکر نیشکر لطفا”

پیشخدمت: “شکر سفید، قهوه ای یا زرد؟”

شما: “لطفا چای را فراموش کنید فقط یک لیوان آب به من بدهید”

پیشخدمت: “آب معدنی یا آب بدون گاز؟”

شما: “آب معدنی”

پیشخدمت:” طعم دار یا بدون طعم؟”

شما:” گمشو می خوام از تشنگی بمیرم”

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:51 توسط پرنیا و هلیا|

بی تو...      

 مانده ام بر سر دو راهی

دو راهی ای که تو آن را ساختی

مانده ام اینجا...                                          

کدام راه را بروم....؟

یک راه بی تو رفتن ...

بی تو بودن...

بی تو مردن...

یک راه دیگر بی تو نرفتن...

با تو بودن...

با تو ماندن...

دلم...

بازهم دلم....

راه دوم را نشانم می دهد

اما با تو چه کنم؟؟؟

تویی که مدتهاست از راه اول گذشتی و رفتی...

نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:42 توسط پرنیا و هلیا|


آخرين مطالب
» ایران خودرو اصولاً کارخانه باحالیه
»
»
» خنده گوسفند
» چه شخصيتي داريد ؟؟؟؟
» نامه ای به خدا
» عشق
» ّ!!!
» عکس
» ویندوز

Design By : Pichak